تبليغاتX
اينجا غسالخانه است
مـا همه چيز داريم امـا، جــان نــداريم....

 

نیمى‌ از آزادى‌ حق‌ زنان ‌است!

جالبه تو آزادى که راشون نمی دین، آزادى رو که بهشونم نمی دین، چرا دیگه با باتوم تو فرقشون می زنین؟

 

"زن به عنوان نماد شخصیت و مهربانی در همه دنیا و در همه ی ادیان احترام ویژه ای دارد. حتی در جنگها و خشونتهای بزرگ و یا در جرائم ، برای زنان حرمت خاصی قائلند و برای آنان حاشیه امنیتی تعریف میکنند."

 

تصویر فرود آمدن باتوم بر سر جمعی از تظاهرات کنندگان زن که رند تبریزی عزیز فرستاده بود، برام جای هیچ تردیدی باقی نگذاشت که:" ان الانسانَ لفی خسر"  و جامعه و حکومت ما هم همینطور! و اضافه کنم که: ای کاش در کنار این همه حساسیت به مسئله ی حجاب و  پوشش زنان به آزادیها و حقوق حقه ی ایشان نیز توجه می کردیم.

 

.......................

 

امروز سالگرد شهادت دكتر شريعتی است؛  مردی که این روزها بیش از پیش به او در این خسران کده ی ایران احساس نیاز می کنیم.

 

اولين روز آزادی از زندان در سال 1355

ارديبهشت سال 1356، آخرين تصويری  كه از او وجود دارد

 

 

 

 

 

 

«فاطمه، فاطمه است. »

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اجاره نشین 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 0:55  توسط غسالخان | 

 

 امروز ساعت آخر نقاشی داشتیم، سارا به من گفت یک خورشيد هم برای من بکش ولی من...

یک خورشيد بهش دادم!

تازه؛

امشب قبل از خواب برا خواهر کوچولوم بهناز، قصّه شنگول و منگولُ برا هزارمین بار تعریف کردم،

وقتی هم خوابش برد پتوش رو مرّتب کردم.

 

 

* بر گرفته از جشن فارغ التحصیلی مهسای عزیزم از پيش دبستانی...

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 22:34  توسط غسالخان 

 

 

می دونین، می خونین، نمی دونم ؟!

 

کتاب " بچه خيابانی ها "

نويسنده " محمد رضا يوسفی"

ناشر " شعله انديشه"

 

 

 

"من شنبه کفش واکس می زنم.
يکشنبه بساط پهن می کنم.
دوشنبه سيگار می فروشم.
سه شنبه شيشه ی ماشين ها را پاک می کنم.
چهارشنبه فال حافظ می فروشم.
پنچ شنبه آشغال مقوا جمع می کنم.
جمعه به ياد درس و مدرسه می افتم.
حيف که جمعه ها مدرسه تعطيل است.

 

 

او گوشش به صدای سبزی فروش بود.
سبزی فروش داد می زد:« آی سبزی بهاره، سبزی تر، سبزی ترد، سبزی تازه، سبزی خانم،بفرما!»
او با خودش گفت:« سبزی که اينقدر اسم و فاميل و لقب و صفت دارد، من چرا بی نام و نشان باشم!»
به همين دليل به خودش گفت:« دختر نازنين، دختر خوب، دختر مهربان، دختر ستاره، دختر ماه، دختر خورشيد...»
همين طور که او برای خودش انواع صفت ها و لقب ها را می شمرد، پاسبانی جلويش سبز شد و گفت:« دختر خيابانی! چرا باز اين طرف ها آفتابی شدی، هوس زندان کردی؟»
او می رفت و با خودش می گفت:« دختر بدبخت، دختر بيچاره، دختر سياه روز، دختر خيابانی، تو يک برگ سبزی هم نيستی!»
صدای سبزی فروش می آمد:« سبزی بهاره، سبزی تر، سبزی ترد...»"

 

 یه اشاعه فضلم بکنم که:

 

اون متن پائینی یه مجموعه از سری سوتیهای من تو سال اول لیسانس بود؛ همینجوری سر همش کردم.

 

 

اجاره نشین 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 15:37  توسط غسالخان | 

 

 می دونین "اوسکل" چیه؟

 

خب بذار بگم ددد بذار بگم !؟!

اه... آستینمو ول کن!

 

آخی... خب...

 

 اوسکل یه پرنده س که تابستونا غذا مذا جم می کنه برا زمستونش، ولی وقتی زمستون می شه اوسکل یادش می ره کجا گذاشته!

 

.....................

 

 

ما یه رفیق داشتیم خیلی بچه کردستان بود، خیلی وقت بود نیگاش نزده بودم! یه ایده به لحظه ام اومد؛ بهش گفتم:

 

امسال اشنا پارسال دوست؟ من و تو حق اب و نمک داریما! کوشی؟

گفت:

دماغت مثله چوپان دروغگو دراز شده؛ غده پوفیوزم درد می کرد! می خوام برم حمام ولی سیرم!

 

راست می گفت، مرد حرف يكي بود! بازم خدا رو شکر که سلام جوابم رو داد آخه؛ علف از خرس کندن غنیمته!

 

موبایل رو کوک کردم تا از خواب بیدار شم!

 

تا فردا ...

 

P.S :    دوستان عزیز بنا بر دلائل خود در گیری، در این پست لطف کنین نظر نذارین.

 

 

اجاره نشین 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 21:39  توسط غسالخان | 

              

سام عليك!

 

- بي ادب سام چيه؟ سلام!

 

خب حالا!

آبجی!

خودتو پاره ميكني و مي دوزي تا تنت به لباس بچسبه...

 

- ایشش...ش! کثافت ، برو گمشــ....

 

 

کات کات کات ؛نه نه!

 

 

اشاعه فضل:

 

بر گرفته از یه جایی:

 

"شما فکر می کنید در کدام کشور دنیا بانوان محترمه این همه مواد آرایشی مصرف می کنند و این همه عمل جراحی زیبایی انجام می دهند؟ من فکر نمی کنم در پاریس و لندن و سانفرانسیسکو هم بانوان محترمه این همه مواد آرایش مصرف کنند، نه تنها اینطور فکر نمی کنم، بلکه مطمئنم که چنین نیست. حالا با این اوصاف این هم شد حرف که یک مجتهد عالیمقام باید بزنند. آیت الله نوری همدانی گفت: «چادر بهترین حجاب است و رنگ های مهیج حرام است.» به نظر شما اول بانوان محترمه اینقدر آرایش می کردند و ایشان این نظرات را داد؟ یا وقتی ایشان این نظرات را داد، بانوان مربوطه تصمیم به آرایش غلیظ گرفتند؟"

اجاره نشین 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 22:20  توسط غسالخان |