![]()
از اون ور آب رسیده....ممنون محسن جان...مونده بودم دم عیدی چیکار کنم با بی پستی ...مثه تو که بیکار نیستم آقا:دی
"دیگر چه فرقی میکند که باشی یا نباشی. دیگر چه فرقی میکند که بمانی یا نمانی. دیگر چه اثری دارد که بگویی یا نگویی، وقتی که نبودنت کم دردتر از بودنت، ماندنت تلخ تر از نماندنت و گفتنت سردتر از نگفتنت است. دیگر فرقی نمیکند که بنویسی یا ننویسی وقتی که نوشتنت مکروه تر از ننوشتنت است. دیگر فرقی نمیکند که بدانی یا ندانی وقتی که دانستنت کم اثرتر از ندانستنت است. دیگر مهم نیست که چه میکنی و چه نمیکنی. اصلا میدانی، دیگر مهم نیستی. وقتی نیستی مهم نیستی. اگرچه میدانم که مهم بودن یا نبودنت حتی برای خودت هم مهم نیست. دیگر فقط این من نیستم که مهم نیست، از این به بعد تو هم مهم نیستی. میدانی! دیگر خیلی چیزها مهم نیست. راستی!
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود"....
اگه نتونستم عید رو تبریک بگم...همینجا میگم که دوست دارم...با تو نبودم... با دو وجب زیر گوش چپت بودم....
![]()
خیلی سخته تو یه موقعیتی باشی که راه رفتن تو ...
مستلزم این باشه که پاتو رو گل بذاری...
یعنی همه جا پر از گل باشه...
الان من تو اینجا اینجوریا هستم...
ولی جدی یه سوال...
اگه شما بودین، حاضر بودین به هر قیمتی به هدفتون برسین؟
![]()
قبلنا میگفتم که:
امید تنها کالایی است که سر هیچ بازاری معامله نمیشود...
ولی دیروز، فالگیری دیدم که امید میفروخت.
![]()
....خوب اولش هم طبق معمول شروع میکنم مث بقیه تازه به دوران رسیده های ندید بدید که فکر میکنن همه منتظر قدوم مبارک ایشون بودن و از درک نشدنشون تو اجتماع صحبت میکنن و به استدلال اینکه 7 ماهه به دنیا اومدن و 1 سال شناسنامه شون بزرگتره و 2 سال بیشتر از سن خودشون میفهمن و 5 سال بیشتر از سنشون به نظر میان باید 8 سال و 2 ماه و 13 روز (13 روز مربوط میشه به مجموع اشتباهات سازمان ثبت احوال و بیمارستان محل تولد و مدرسه محل ثبت نام) از زمان خودشون جلوتر باشن.
.....
ادامه مطلب
![]()
شیخ ما میگفت:
هاجر!
سعی را تو یادمان دادی
سعی یادگار توست!
اگر تو نمیدویدی...
کسی نمیدانست که عشق یعنی دویدن
کسی نمیدانست که عشق نمی ایستد
که عشق میرود...خستگی ناپذیر، پی در پی و همیشه...
هاجر!
تو پابه پای طاقت دویدی
پابه پای امید
تو ناممکن را دویدی...
تو هفت آسمان را، هفت شهر عشق را دویدی
تو بود و نبود را، تو هست و نیست را دویدی
و
معجزه از پس دویدن می آید
از پس صبر...
رحمت دور بود و دشوار
اما
به چنگش آوردی...
تو قطره قطره ی استجابت را از بیابان به در کشیدی
کدام دعاست که در برابر عشقی اینگونه سترگ و با شکوه مستجاب نشود؟
سعی تو نفی عقل بود!
و
پادشاهی متقم عشق!
هاجر!
سعی را تو یادمان دادی
سعی یادگار توست
سعی است که زمزم را میجوشاند
وگرنه اسماعیل تشنه خواهد ماند.
منه شاگردم میگم:
عشق یعنی:
...سعی هاجر.... سکوت مریم.... صبر ایوب.....
پ.ن: میدونم باید برای این پست نظر دونی رو باز کنم...ولی هنور کسی که باید روحیم بده نیومده...کجایی؟
![]()
میدانید مُل چیست...؟
اگر نمیدانید خاک بر سرتان! :-ss
چون من هم نمیدانستم و الان مرده ام!
مل چیز خوبیست!
شیخ ما گل را با مل دوست داشت.
![]()
مواد لازم برای خواندن این پست:
در ابتدا خودتان را کمی لوس نموده بعد با لهجه ی نونورگانه بخوانید:
بچه ها یه خواهشی دارم...خب؟
یه کم کمبود محبت و تو کانون توجهات و اینا دارم. بازم، از اینامه شدیداً!
من الان میگم میخام غسالخونه رو ببندم ...خب؟
شماها التماسم کنین که نرم باشه...؟
کلی بهم روحیه بدین..بوسم کنین...نازم کنین..از اینام کنین ( تو نظردونیم)
آماده اید؟
1
2
3
دوستان من میخام اینجا رو ببندم...
پایان...
![]()
می دونین! به نظر من وقتی شبه برای همه شبه.... اصلاً این درست نیس که بگیم وقتی اینجا شبه ...اونوره دنیا روزه...
از این حرفم میشه دو تا سناریو نوشت:
1-سناریو ی پسی مستیک:
وقتی من تو شب دارم زندگی میکنم، اصلاً دنیا برام مهم نیس چه برسه به اونورش...
به نظر من وقتی شبه برای همه شبه.... شیر فهم شد!
پس دیگه نگو :
یه روزی
یه جایی
یه جوری
یه کسی
یه چیزی
...
صبر داشته باش
صبر داشته باش.
2- سناریوی آپتی مستیک:
وقتی من تو شب دارم زندگی میکنم...هیچ فرقی با کسای دیگه ندارم چون اونا هم تو شب هستند...
پس شرایط برای همه یکسانه...
من امیدم رو دارم میبینم!
تمام امید من همون حفره ی تو دل سیاه شبه که روز یادش رفته با خودش ببره....تو امید منی ای ماه من!
ولی خودمونیم....خدایی هیچی تو شب، مثله یه شهاب حال نمیده(نقطه)
![]()
بعضیا میخان مثه همون چاهی باشن که حضرت امیر(ع) سرشو میذاش کنارشو باهاش حرف میزد...یعنی سنگ صبور باشن برا بعضیا...
ولی
من میخام مثه یه دلو باشم که باهاش آب از چاه میکشن...
ولی
با یه تفاوت...میخام اون دلوی باشم که باهاش حضرت یوسف رو از چاه کشیدن بیرون...
میخام بهترین و قشنگترین لحظات تو رو زنده کنم...
البته با این کار به خودمم زندگی بدم...(یواشکی)
![]()
