تبليغاتX
اينجا غسالخانه است
مـا همه چيز داريم امـا، جــان نــداريم....

الله اكبر از تو كه الله اكبری

ای مادر پدر که پدر را تو مادری

 

 الله اكبر از تو كه الله اكبری      اي مادرپدر كه پدر را تومادری

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 22:31  توسط غسالخان | 

ما دوتا گربه بودیم 
رو یه دیوار گلی
من سیاه و مردنی
تو سفید و خپلی

*
یادته نصف شبا
می پریدیم روی بوم
تو کمینمون بودن
سگای تخم حروم

*
سگای تخم سگ و
بچه های تخم جن
یادته دیدنمون
پشت کیسه های شن !

*
باتموم خپلی ت
شیطون و کلک بودی
گربه ها در به درت
تو محله تک بودی

...الباقی در ادامه مطلب بخونید.

از آقای سعید بیابانکی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 8:43  توسط غسالخان 

میخام به یه فاحشه زندگی ببخشم....نظرت چیه؟ میخام ز رندگی رو جایگزین ج   ...ندگیش کنم.

        WisH YoU WeRe HeRe 

میگن اگه یه دونه کشمش تو یه لیوان شراب ناب نوبرونه بندازی، مرتب بالا و پایین میره...یعنی:

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ...  باز جوید روزگار وصل خویش

یه دونه کشمشم نیستی...چون کشمش دم داره که تو نداری...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 1:38  توسط غسالخان | 

میخوای جای من باشی؟ هیچ کاری نداره! فقط کافیه این مواد لازم رو داشته باشی، یادداشت کن!

 

فقط کافیه ساعت 5:30 با صدای هلیکوپتر از خواب بلند شی، کفشای اسپرت سفید بپوشی، با یه شلوار جین و یه تی شرت قرمز و سفید. کافیه بری تو بیابون؛ یه بیابون با دمای هوا ْ 50  و رطوبت 60...گردباد گُنو هم چند متر اون طرفترت باشه...

 

کافیه با همه بگی و بخندی و خودتو بزنی به کوچه علی چپ....ولی یهو تر بزنی به همه چیزو باهاشون در بیفتی! روزی n بار n تا عکس رو الکی نیگا کنی...لوور،ورسای،چهارشنبه سوری، از کارون تا سن، مارسی، انتیبو، ولنوف لوبه، نیس، کن، امیلی، کارولین، انزو، جولین...بری میلان، رم، بری فلورانس و پیزا تا بعد مثه شاسکولا بری یه ساختمون کج ببینی که معمارش یه آدم شاسکولتر از تو بوده! بری ونیز خونه مارکوپولو رو ببینی... شهر پینوکیو...10 و 11 جون بری لندن...مثه اوسکلا دنبال یه مشت اوسکل خوشگل راه بیفتی یه هو ببینی وسط تولد ملکه ای. از کانال مانش برگردی فرانسه تا بری بلژیک پیش یه دوست که سالهاست اونجاس ولی بنگ بنگ شی شات می داون، بنگ بنگ آی هیت د گراند...بنگ بنگ مای بی بی (Bibi no Baby:-D) شات می داون...بری بارسلونا یه کلیسای تیغ تیغی ببینی بگن صد ساله که دارن میسازنش، بری کنار دریا بخوابی ولی یهو دوباره با صدای هلیکوپتر از خواب بیدار شی...

 

گوشی رو برداری هی زنگ بزنی ولی هیچکی نه زنگت بزنه نه گوشی رو برداره...

 

کافیه بری راست آینه، با خودت حرف بزنی تا... همه جا تاریک شه. شب که بشه کلی عشق کنی با فکرای نوی که تو کلته ولی هیچ کدوم رو هم عملی نکرده باشی فقط به دلیل اکستنشن بالای اونجا.

 

فقط کافیه کلی حرف برا گفتن داشته باشی.

فقط کافیه الکی الکی تو وب ننویسی، یا الکی الکی تو وب بنویسی....

خلاصه اگه میخوای جای من باشی لب تر کن. فقط  مواظب باش مثه من نشی!

 

              BaNG BanG

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 خرداد1386ساعت 5:59  توسط غسالخان | 

میدونم بعضی از بعضیا، میگن این پسره چش شده ....چیزیم نیس فقط یه کم نقطه چین شدم! ببینین:

 

از معضلات دانشجوهایی که میرن خارجه قضیه توالت میباشد، که در این راستا به دلیل نبود آفتابه فکرای خوبی شده  است (نقطه)

 یکی از آنها استفاده از بطریهای آب معدنیه...گوش کنین:

درست دو سال پیش یه مشت ایرانی و خارجی رفتن انگلیس...

به دلیل فوق الذکر ایرانیا یه اتاق گرفتن خارجیها هم یکی...دو روز بعد تولد سیامک بود (معرفی این موجود بعدن) خارجیهام اومدن اتاق ما (ایرانیا). یکیشون رفت توالت بعد که اومد بیرون پرسید کدومتون تو توالت آب میخورین؟ من گفتم این (سیا) سیا گفت نه من نمیخورم..همه خندیدم!؟ بعد از تعریف قضیه، طرف کلی صورتش رو در حال تجسم شستن خودش کج و کوله میکرد و حتماْ با خودش میگفت: نقطه چین

...

 

حالا این گذشت تا رفتیم بارسلونا...لب مرز برا ناهار که واسادیم ...توالتاش ایرانی بود فکر کنم به خاطر همون قضیه اندلس و اینا...ما ایرانیا تا فهمیدیم توالتا ایرانیه، همه بلا استثناء رفتیم توالت و کلی یاد وطن کردیم:دی

ولی این اجنبی ها هر کدوم که میرفتن تو یا خودشون رو به گند کشیده بودن یا توالت رو...

 

نتیجه اخلاقی: تو خارج حتماً آب بخورین تا تو توالت آب نخواین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 20:58  توسط غسالخان 

این پست رو از پاگرد قغرظض گرفتم...این بشر قلم خوبی داره...از دسش ندین! (البته فک کنم همه یه باری رفته باشند اونجا) مثه من که :(  هی روزگار هی ی ی ...:دی

هواي خوب
مثل
زن خوب است
هميشه نيست
زماني هم كه هست
ديرپا نيست.
مرد اما
پايدار تر است.
اگر بد باشد
مي تواند مدت ها بد بماند
و اگر خوب باشد
به اين زودي بد نمي شود.

اما زن عوض مي شود
با
بچه
سن
رژيم
سكس
حرف
ماه
بود و نبود آفتاب
وقت خوش.
زن را بايد پرستاري كرد
با عشق.
حال آن كه مرد
مي تواند نيرومند تر شود
اگر به او نفرت بورزند.

چارلز بوكووسكي، برگردان احمد پوری از وبلاگ شمس لنگرودی

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 21:5  توسط غسالخان