تبليغاتX
اينجا غسالخانه است
مـا همه چيز داريم امـا، جــان نــداريم....
 یکی بهم بگه این آی پی کیه؟ کرمم گرفته بدونم:( امروز از 12:35 تا 13:03  غسالخونه رو زیر و رو کرده 94.182.5.215

اگه مردی خودته نشون نده ولی اگه زنی خودتو نشون بده:دی

+ نوشته شده در  جمعه 27 دی1387ساعت 20:22  توسط غسالخان | 

علفم تموم شده جون ندارم بنویسم...
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 دی1387ساعت 1:40  توسط غسالخان | 

خیلی زور داره به یاد گذشته ها که منتظر ویزیتور ۵۵۵۵ بودم...بخوام خودم ۴۰۰۰۰ مین باشم....بعد چند بار رفرش زدن یهو از ۳۹۹۹۹ به ۴۰۰۰۲ برسی

                                                         

وقتی دلخوشیهات کوچیک میشه و سنت گشاد...اونوقته که بگی: به خدا زور داره این درد زایمان من!

یه زمانی ادعای پیامبری میکردیم و میگفتیم با چوپانی و تربیت گوسفندها شروع کردیم تا به تربیت انسانها نائل شویم...میگفتیم ما هم کتاب داریم و با این آیه ها شروع میشه:

"و آنگاه که خداوند گوسفند را آفرید...

گرگم و گله میبرم...

میرسد از دور صدای ساز مرد چوپان..."

بگذریم نفهم بودیم...گوسفند بودیم.

+ نوشته شده در  شنبه 21 دی1387ساعت 2:36  توسط غسالخان 

 

نظر شما

نام شما:

پست الکترونيک:

وب سايت:

  

       [حذف مشخصات]

عدد روبرو را تایپ نمایید:  

    

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 دی1387ساعت 17:15  توسط غسالخان 

...روزهایم را بی فروغ کردم تا شبها مسموم زهر تو باشم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 دی1387ساعت 16:45  توسط غسالخان 

فکرشو بکن یه روزی من دلم بخاد که بگم....

فاذا فرغت فانصب ... و الي‏ ربک فارغب...

چه آهنگ دارام دروم دریم ی داره... خوشمان آمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 1:8  توسط غسالخان | 

میخواهم جان صدایت کنم...

اما شما گرانتر از جان هستین...

پس خانوم بیا معامله ای کنیم... تا بتوانم جان خود بنامم تو را...

هر چه قدر میخواهی مهریه تعیین کن...خرید بازار سنگین انجام بده...مجلس عروسی مجلل بر پا نما...

تا...

جان من قابل شما رو داشته باشد و زبانم به جانگوییت باز شود.

اما عزیز... ای کاش جان خود را...زندگی خود را... قیمت نذاری.

+ نوشته شده در  شنبه 7 دی1387ساعت 15:0  توسط غسالخان 

حالا بگین کثافت...بگین برو گمشو...بگین چیز...

آفرین

همینجوری عالیه

۱

۲

۳

اوکی فردا بیاین عکستونو بگیرین

...............................................

امشب دچار جحوم هجمه ی عظیم گنده ای از چیز شدم.

 حلالم کنین جمیعاْ و لاتفرقوا

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت 1:37  توسط غسالخان 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 2:46  توسط غسالخان 

و دخترک عشقش را به من داد  و گفت:

یادم تو را فراموش و من ...باختم...

تا چشمم کور حواسم باشد؛ دل کسی را مثل جناق سینه ای نشکنم

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 2:42  توسط غسالخان