غیر از اینه که شما به من گفتین دیوونه و چون تعدادتون بیشتر بوده... منم باور کردم؟ احمقانه ترین کار منه دیوونه این بود که باور کردم دیوونه م... یعنی اینقدر گفتین تا باورم شد...
یه زمانی هم نوبت ما دیوونه ها میرسه... اینقدر تولید مثل میکنیم تا از شما عاقلا بیشتر بشیم... اونوقت ما به شما میگیم دیوونه... شما ها هم قبول میکنین... یعنی مجبورین که قبول کنین... چون دموکراسی یعنی همین... وگرنه باطوم و شیشه نوشابه و آقای داماد رو احساس میکنین... چون ما دیوونه ایم... گفته باشم...
حالا هی بگین من دیوونه م(دو نقطه عینک آفتابی)
![]()
میدونی بهشون چی میگن؟ بهشون میگن جوکای فلسفی
مثه این حرفه که دکتر تو دفترش نوشته بود:
س.ك.س پاداشيست كه زنان بخاطر ازدواج ميدهند
و
ازدواج پاداشيست كه مردان بخاطر س.ك.س ميدهند...
![]()
دیدی اگه طرف مقابلت هم بهت بگه دوسد دارم... باز هم دلت روغن سوزی داره و اگزوزش دود میکنه؟
میخام بگم که دوست داشتن یه رابطه ی دو طرفه ی سه نفره است.
تو در این رابطه ی دو طرفه... باید سه نفر رو دوست داشته باشی و اگر یکی از اون نفرات نباشه، اون رابطه به جدایی کشیده میشه...
نفر اول: دوستت رو
نفر دوم: خودت رو
نفر سوم: تصویری که دوستت از تو در ذهن خودش ساخته و اون رو دوست داره
در مرحله اول.. من به تو میگم: دوسد دارم و تو هم به من میگی: منم دوسد دارم :*
این دو جمله برای آغاز یه رابطه دوستی کامل، لازمه
اما این دوستی یه دوستی سطحیه
در مرحله دوم.. من علاوه بر تو باید خودم رو هم دوست داشته باشم، چون تو من رو دوست داری... پس اگه من تو رو دوست دارم... باید به دوست داشتنهای تو احترام بذارم... بنابراین اگه در یک رابطه، من تو رو دوست داشته باشم... اما خودم رو دوست نداشته باشم... این دوست داشتن من با تمام قشنگیش مریضه... و تو را ارضا نمیکنه.
این مرحله به دوستی عمق و ژرفا میده... اما ته و آخرش مشخص نیس...
اینجور آدما میگن: دوستی ژرفه چرا که آنها در آن ژرفایی نمی بیند و اگه بهشون بگی... دوستی یه رابطه ی سطحیه... به پت و پت میفتند.
در مرحله سوم... من باید علاوه بر تو و
خودم... اون تصویر خودم تو چشمای تو رو هم دوست داشته باشم... یعنی باید
خودم رو اونجوری که تو میبینی و دوست داری، دوست داشته باشم... نباید اون
تصویر، من رو زجر بده.. باید باهاش راحت باشم... ازش خوشم بیاد.
ضمناً تو هم باید وقتی تو چشای من نیگا میکنی از شکل خودت خوشت باید... یعنی تو هم باید هم من رو دوست داشته باشی... هم خودت رو و هم اون تصویری که من از تو برا خودم ساختم.
وقتی دو نفر همدیگه رو دوست داشته اند و روزی هزار بار به هم میگفتن "دوسد دارم" اما الان از هم دور و جدا شدند... لازم نیست که فکر کنن به همدیگه دروغ گفتن... اونا حرف دلشون رو زدند... اما فکر نکرده بودند که توو کدوم مرحله هستند و چقدر باید از این کلمه انتظار داشته باشد... بار و مسئولیت دوست داشتن مرحله اول با مرحله سوم خیلی فرق داره.
دوست داشتنی موفق و ادامه دادنیه که کامل باشه... تو نباید یه نفر رو دوست داشته باشی.. تو باید سه نفر رو دوست داشته باشی...
من
تو
توئه من
چند روزی میخام برا خودم باشم... احساس میکنم دارم اینجا لخت میشم... یه جور استریپتیز وسط وبلاگ!!
به خدا وبلاگاتون رو میخونم.. اما نمیخام نظر بدم... اگرم ناراحت میشین به قول ماه منیر به دب اکبرم
باید آزاد باشیم... نباید وبلاگ رو جدی بگیریم.
بازی بایدها و نبایدها ...
![]()
خولاصه ی مطالب جلسه ی گذشته ی کلاسهای زنشناسی و ازدواج مورخ 87/7/22 استاد دکتر نقطه چین:
جماعت نسوان را سه چیز غیر قابل تحمل میکند:
1- دانستن اینکه مورد توجه هستند
2- دانستن اینکه مورد توجه نیستند
3- ندانستن اینکه آیا مورد توجه هستند و یا نیستند؟
پ.ن: آسایش دو گیتی، تفسیر این 3 بند است... بوووخوودا
![]()

