تبليغاتX
اينجا غسالخانه است
مـا همه چيز داريم امـا، جــان نــداريم....
میدونی چرا باد صدا میکنه...

شنیدم که اصلاً دوست نداره بوزه...

میگن برا همینه که چنگ میزنه به در و پنجره...

خودش رو به زمین و زمان میزنه...

از لای هر چی شاخ و برگه خودش رو رد میکنه... هوو هوووو میکنه... تا بلکی بتونه واسه...

آره بیچاره دلش میخاد واسه... یه نفسی تازه کنه... هر چی گرد و خاک و خس و خاشاکه از تنش جدا کنه... بگه من اومدم که بمونم... من گذری نیستم دیگه... خودش رو مادام العمر کنه...

اما میدونی بیچاره چاره ای نداره جز رفتن...

میگن ابرا باد رو هلش میدن... زورش میکنن... هر چی باد بال بال میزنه فایده نداره... از هر سوراخی که میخاد در بره نمیتونه... ابرا خوبیشون اینه که براحتی شکل عوض میکنن... طرفدار تغییرن!

اگه باد یه کم بادش رو خالی کنه...

غرورش رو بشکنه...

حقیقت رو باور کنه... 

باید خودش تند حرکت کنه...

باید اینقدر دور بشه تا آه و اشک ابرا دامن باد رو نگیره...

وای بروزی که بارون بزنه...

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 20:39  توسط غسالخان |